با یاد شهریار

یک غزل چاپ شده ؛ تقدیم شما
این دل هوای شاعر تبریز کرده باز
آری هوای شعر دل انگیز کرده باز
بازم بهانه اش به غزل میل می کند-
این دل که یاد شاهد تبریز کرده باز.
یاد نگاه دلبر و لبخندۀ نگار
مهر و فسون آن بت خونریز کرده باز
آرَد نسیم؛ نکهت گلزار شهریار
شهر دلم چه پاک و دلاویز کرده باز
"دارم هوای صحبت یاران رفته را "
صبرم به سر رسیده و لبریز کرده باز
بعد از تو؛ آن غزال سیه چشم شور و شر
از این سرای غمزده پرهیز کرده باز
در من غروب شعر ببین، ای طلوع مهر
طبعم به سوی دوزخ غم، خیز کرده باز
طبعت روان و پاک چو تسنیم در بهشت
طبع مرا، سرود تو تشحیذ کرده باز
ای شعر زندگی؛ نظری کن که هجر تو
شعر (صبا) به غربت پاییز کرده باز.
عزیزاله منتقمی - تنکابن
۱۳۹۱
سلام