بهانه
دلم گرفته و بازم رفیق بـد شده ام
دوباره نمره ی آخر، دوباره رد شده ام!
میان هفته و روزم عزیز گمشده کیست؟
همیشه جمله ی مجهول: "نبود، گشتم، نیست..."
تمام هفته و روز و، تمام سال و ماه
وجود حادثه ها را نگاه کردم، آه.
به سینه کوه غم، اما - چگونه عرض کنم-
و کوه را به چه چیزی، چگونه فرض کنم؟
بیا که فرض کنیم این بهانه بوده و ... هست
عجیب نیست، که این ها فسانه بوده و هست
عجب زمانه ی مرموز و ، روز تکراری ست
نفس کشیدن ما هم ز روی بیکاری ست
دلم گرفته و گویی رفیق بـد شده ام
دلم شکسته و این را ولی بلد شده ام.
سروده عزیز اله منتقمی

سلام